خانه / خواندنیها / سنگهای زندگی

سنگهای زندگی

روزی یک مهندس ساختمان میخواست از طبقه سوم بایکی از کارگرانش صحبت کند خیلی او را صدا زد اما به خاطر شلوغی و سر و صدا، کارگر متوجه نمیشد.

به ناچار مهندس، یک اسکناس ۱۰ دلاری به پایین انداخت تا بلکه کارگر بالا را نگاه کند کارگر ۱۰ دلار را برداشت و در داخل  جیبش گذاشت و بدون اینکه بالا را نگاه کند مشغول کارش شد.

بار دوم مهندس ۵۰ دلار انداخت پایین و دوباره کارگر بدون اینکه بالا را نگاه کند پول را در جیبش گذاشت.

بار سوم مهندس سنگ کوچکی را انداخت پایین و سنگ به سر کارگر برخورد کرد در این لحظه کارگر سرش را بلند کرد و بالا را نگاه کرد و مهندس کارش را به او گفت این داستان، همان داستان زندگی انسان است.

خدای مهربان همیشه نعمت ها را برای ما م یفرستد اما ما سپاسگزار او نیستیم اما وقتی که سنگ کوچکی بر سرمان م یافتد که در واقع همان مشکلات کوچک زندگیاند، به خداوند روی میآوریم بنابراین هر زمان از پروردگارمان نعمتی به ما رسید لازم است سپاسگزار او باشیم قبل از آنکه سنگی بر سرمان بیفتد.

———————————————————————————————————————

سوره مبارکه العنکبوت

آیه ۶۵

فَإِذا رَکِبوا فِی الفُلکِ دَعَوُا اللَّهَ مُخلِصینَ لَهُ الدّینَ فَلَمّا

نَجّاهُم إِلَى البَرِّ إِذا هُم یُشرِکونَ

ترجمه

هنگامی که سوار بر کشتی شوند، خدا را با اخلاص

می خوانند (و غیر او را فراموش م یکنند)؛ امّا هنگامی

که خدا آنان را به خشکی رساند و نجات داد، باز

مشرک می شوند

درباره supervisor

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

This site is protected by wp-copyrightpro.com