خانه / طنز / خنده بازار (۴۸)

خنده بازار (۴۸)

از من حرکت
.
.
از خدا چاله…….چوله……دست انداز…….پیچ خطرناک……..عبور حیوانات…….احتمال ریزش کوه !……..

والا!!!!!!!!!
خدایا من دارم تاوان کدوم گناهمو پس میدم ؟؟؟
کدوم؟
کدووووووووووم؟
.
.
.
آهااااااااااااا اون!؟
اوه اوه اونو اصلأ یادم نبود..!!
حله ….. حله… راحت باش
ببخشید مزاحمت شدم
**********************************************************************
دقت کردین زن و شوهرا وقتی با هم خوبن به هم میگن
دیونه
غلط کردی
بیشور
خل و چل
وقتی باهم بد میشن :
شما خودت فرمودی
نخیر آقای محترم
هر طور میلتونه خانم
!!!!
مملکت نیست که دیوونه خونس
**********************************************************************
یکی داشت توی خیابون راه می رفت
با خودش گفت به به چه روز خوبی،
چه هوای عالی ای چه دنیای قشنگی.
به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی گرفتنش!!!
**********************************************************************
یارو پای منبرنشسته بوده، مجلس طولانی میشه
به بغل دستیش میگه :از بس که نشستم، باسنم خواب رفت،!
طرف میگه :بله، چند بار هم صدای خروپفش اومد
**********************************************************************
داشتم تو خیابون با آرامش راه میرفتم
یهو یادم اومد اعصاب ندارم
.
شروع کردم به دویدن
**********************************************************************
ﺻﻨﺪﻭﻕ ﻋﻘﺐ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻫﺎ ﺩﺭ ﮐﺸﻮﺭ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ:
ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ: ﺟﻌﺒﻪ ﮐﻤﮏ ﻫﺎﯼ ﺍﻭﻟﯿﻪ، ﺯﻧﺠﯿﺮ ﭼﺮﺥ
ﺁﻟﻤﺎﻥ: ﭼﺮﺍﻍ ﺧﻄﺮ، ﮐﭙﺴﻮﻝ ﺿﺪ ﺁﺗﺶ، ﺯﻧﺠﯿﺮ ﭼﺮﺥ
ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ: ﺟﻌﺒﻪ ﺍﺑﺰﺍﺭ، ﭼﺮﺍﻍ ﺧﻄﺮ
ﺍﯾﺮﺍﻥ: ﻗﻠﯿﻮﻥ، ﺯﻏﺎﻝ، ﻣﻨﻘﻞ، ﺑﺎﺩﺑﺰﻥ، ﯾﻪ ﭼﻤﺎﻕ ﻫﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺩﻋﻮﺍ…
ﯾﻪ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻭﺭﺍﻧﺪﯾﺸﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ
**********************************************************************
ﻣﻦ ﮐﻼ ﺗﻮﯼ ﻃﻮﻝ ﻋﻤﺮﻡ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺯﻧﺪﮔﯿﻢ ﺑﯿﻮﻓﺘﻪ ﺭﻭ ﻏﻠﺘﮏ….
ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﻏﻠﺘﮏ ﻧﯿﻔﺘﻪ رو زندگیم ﮐﺎﻓﯿﻪ!!!!
کمال تشکر رو از خداوند متعال دارم!!
**********************************************************************
یه دوست دخترم نداریـــم
عاشقه هم بشیم ،
.قصد ازدواج پیدا کنیم
.بعد مثل فیلما باباش دسته چکش رو بذاره رو میز .
یه چک ۲ میلیاردی بذاره جلومو بگه دست از سره دختر من بردار…
بعد من بگم عشق رو نمیشه با پول خرید
باباش باز اصرار کنه
منم همینطور که دوتا قطره اشک از چشمام سرازیر میشه چک رو بردارم بذارم جیبم از شرکته باباش که بیرون اومدم تا خونه آذری برقصم !!!
**********************************************************************
شاسکوله داشت گریه میکرد،
میگن چته؟…
میگه پشیمونم کاش به حرفاى پدرم گوش کرده بودم !!!
میگن مگه چى میگفت؟
میگه, نمیدونم, گوش نمیکردم که !!
**********************************************************************
ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺩﻡ ﺍﺯ ﺧﺎﮎ ﺧﻠﻖ ﺷﺪﻩ ﺣﻖ ﺑﺪﯾﻦ !
ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﮐﺮﻡ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ !!!
**********************************************************************
مشکلات اقتصادی تو خونه ی خیلیا موج میزنه
لامصب تو خونه ی ما قر میده
**********************************************************************
مامانم اومده میگه سرویس بهداشتی رو الان جرم گیری کردم و برقش انداختم ببینم یه نفر رفته دسشویی قلم پاشو می شکنم
هیچی دیگه داریم الان دسته جمعی از توالت مسجد محل برمیگردیم!!!
**********************************************************************
توف به این شانس :.الان نشستم با هر دینی که حساب کردم دیدم آخرش باید برم جهنم!!!
**********************************************************************
میدونی عشق یعنی چی؟
ینی وقتی عصبانی میشه
بذارى هرچی دوست داره بگه وداد بزنه .
وقتی اروم شد برى کنارش بشینى
و دستاشو بگیرى توچشاش با مهربونی زل بزنى ،
آروم با موهاش بازی کنی و نوازشش کنی
و بگى عزیزم
زنگ زدم الان ازتیمارستان میرسن چند دقیقه طاقت بیار!!
والا دیگه چقد تحمل !!!!
**********************************************************************
دقت کردید که همه چیزهای خوب خانم هستند:
خورشید خانم، پروانه خانم، مهتاب خانم!
اما همه چیزهای بد آقا هستند:
آقا دزده، آقا گاوه، آقا گرگه !!!
**********************************************************************
همکارم تعریف میکنه
میگه توی مترو یه پیرزنه رو دیدم میگفت من ۵ تا بچه داشتم !
دو تاشون اسیر شدن و سه تاشونم مفقود الاثر
همکارم میگفت همه ی خانوما تحت تاثیر قرار گرفته بودیم که چه شیرزنه صبوریه !
بعد پیرزنه ادامه میده که
دو تا دختر داشتم که ازدواج کردن اسیر شدن
سه تام پسر داشتم که ازدواج کردن شدن مفقودالاثر!!

درباره supervisor

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

This site is protected by wp-copyrightpro.com