خانه / طنز / خنده بازار (۵۹)

خنده بازار (۵۹)

ﺗﺎﺯﮔﯿﺎ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﯽ نمیشم
ﻓﮏ ﮐﻨﻢ ﺧﺮ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﺮﺩﻩ !
******************************************
وقتی یه زن نظر شما رو میپرسه ‼ نمیخواد نظرتون رو بدونه فقط میخواد نظر خودشو با صدای مردونه هم بشنوه پس لطفا آدم باشیــد
******************************************
به نظرم می تونن جنس دیوارای حموم رو از لیف درست کنن که آدم راحت مثه خرس کمرشو بکشه به دیوار دیگه!!این همه مشقت برای لیف کشیدن کمر نکشه!!!بابا یه ذره م مارو درک کنید شاید حال نداشته باشیم
مدیونید اگه فک کنید من آدم تنبلیم!!!!!
******************************************
به مامانم میگم غذا کی حاضر میشه ؟ میگه وقتی بابات بیاد. میگم کی بابا میاد؟ میگه وقتی غذا حاضر بشه
******************************************
مامانم درحال توصیف دختر یکی از اقوام برای من :قدش اندازه خودته, هیکلشم شبیه خودته… ولی خوشکله
******************************************
دقت کردین Google Earth به شما این قابلیت رو میده که
هر جای دنیا رو که تا بحال ندیدی بتونی ببینی!
ولی شماچیکار میکنی؟ شما صاف میری خونه خودت رو از بالا میبیی؟
******************************************
با داداشم دعوام شده مامانم: زود آشتی کنین
من: محاله داداشم: با او دختر لوس ات
مامانم: پس یه هفته اینترنت قطع می شه
من: داداش قربونت برم
داداشم: بپر بغل داداش عزیزززززم!
******************************************
یه بنده خدایی تو بانک ۱۰۰ میلیون برنده میشه !
رئیس بانک به کارمنداش میگه کى میتونه بره بهش یجورى خبر بده تا سکته نکنه !؟؟
یکی از کارمندای بانک داوطلب میشه و میگه من میتونم ٬
خلاصه کارمنده میره درخونه ى شخص برنده و میگه :
اگه ۱۰۰ میلیون توو بانک برنده بشى چیکار مىکنى؟
یارو میگه : ۲۰۰ هزار تومنش رو میدم به تو ٬
کارمند بانک همونجا سکته میکنه !!!
******************************************
یکی از بهترین لحظات دوران مدرسه زمانی بود که اعلام می کردن معلما جلسه دارن زنگ اخر میرین خونه
اصن یه وضی…….
******************************************
تو خارج وقتی تصادف منجر به زخمی شدن یه نفر میشه
اولین حرفی که میزنن : یه آمبولانس خبر کنید !!!
حالا تو ایران اولین حرفشون : ماشین بیمه داره ؟؟؟
******************************************
من یه بار تو جاده مشهد به طبس یه گوشه دور افتاده که پرنده پر نمیزد، حدود ۱۳۰۰ کیلومتر دور از خونه یه سیگار روشن کردم رفیق صمیمی بابام از رو به رو اومد.
******************************************
دخترای دانشگاه اونقدیکه رقابـــــــت میکنن قبل از همه شوهر کنن
اگه تو درس خوندن رقابت میکردن الان ما دنیا رو تحــــــــریم کرده بودیم یه آب هم روش!!!!!
******************************************
جاتووون خالی عروسی یکی از بستگان ﺗﻮ ﺑﺎﻍ ﺑﻮﺩ… یه دفعهﺑﺎﺭﻭﻥ اومد ﻫﻤﻪ ﺁﺭﺍﯾﺸﺎ ﭘﺎﮎ شد…!!!

عروسی ﺗﺒﺪﯾﻞ شد ﺑﻪ ﻫﺎﻟﻮﻭﯾﻦ
مردا در میرفتن؛ زنها هم مسه زامبی دنبالشون…
******************************************
اگه دیدین امروز یه کیف داره واسه خودش گوشه پیاده رو حرکت میکنه، تعجب نکنین. اینا کلاس اولی اند!
******************************************
ﺭﻭﺯﯼ ﺩﻭ ﺯﻥ ﻧﺰﺩ ﻋﻼﻣﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺍﺩﻋﺎ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﯾﮏ ﺑﭽﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ.
ﻋﻼﻣﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﺑﭽﻪ ﺭﺍ ﻭﺳﻂ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﻭ ﻫﺮ ﺯﻥ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻃﺮﻑ ﺩﺳﺖ ﺁﻥ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﺑﮑﺸﺪ.
ﺁﻥ ﺩﻭ ﺯﻥ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﮐﻮﺩﮎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻃﺮﻓﯿﻦ ﮐﺸﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﮐﻮﺩﮎ ﺍﺯ ﻭﺳﻂ ﻧﺼﻒ ﺷﺪ.
ﻋﻼﻣﻪ ﮐﻤﯽ ﺟﺎ ﺧﻮﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﻗﺎﻋﺪﺗﺎ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﻣﯽﺷﺪ.
******************************************
ابن کم کیست؟؟؟؟
برادر کوچکتر ابن زیاد!!!
بگی شنیدم جوری میزنمت به شناسنامه بگی شن و ماسه
******************************************
به نظر من باید سبد کالا رو عادلانه بدن ،
مثلا به من که ماشین ندارم ماشین بدن
به رفیقم که لیسانس نداره لیسانس بدن
به مرفهای بی درد هم درررررد بدن !
تز خوبیه نه ؟
******************************************
دختره ۴ ﺳﺎﻟﺸﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﺍﺧﻤﺎﺵ ﺗﻮ ﻫﻤﻪ
ﻣﯿﮕﻢ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﻧﻤﯽ ﮔﯿﺮﯼ؟!
ﻣﯿﮕﻪ ﺳﻔﺎﺭﺷﺖ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻡ ﺗﺤﻮﯾﻠﺖ ﺑﮕﯿﺮﻡ.
ﺍﻻﻥ ﺳﻪ ﺳﺎﻋﺘﻪ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﺩﻡ!
******************************************
اینترنت اینجا از سیستم انرژی خورشیدی استفاده میکنه چون :
شب ها قطع میشه
هوا ابری باشه قطع میشه
برفی باشه قطع میشه
بارونی باشه قطع میشه
مودمت تو سایه باشه هم قطع میشه
نخند، بخندی هم قطع میشه!
جدیدا هم که داره خود به خود قطع میشه…!!!
******************************************
روزی مردی به همراه پسر بچه ای به ارایشگاه رفت .
مرد از آرایشگر خواست تا ابتدا سر خودش را بتراشد و بعد موهای پسر را اصلاح کند
مرد پس از تراشیده شدن سرش به ارایشگر گفت که پول نیاورده است و تا زمانی که موهای پسر را اصلاح میکند او از خانه پول میاورد.
موهای پسرک اصلاح شد ولی مرد نیامد
آرایشگر از پسر پرسید که چرا پدرش نیامده است. پسر گفت او پدرم نبود!!!!او مرا در کوچه دید و گفت بیا با هم برویم و اصلاح مجانی کنیم !!!.

درباره supervisor

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

This site is protected by wp-copyrightpro.com