خانه / طنز / فانتزی!

فانتزی!

یکی از فانتزیام اینه:

توی بیمارستان،یه پرستار فوق العاده زیبا و جذاب از اتاق عمل سریع میاد بیرون و داد میزنه:

آقای دکتر؟ آقای دکتر؟ بیمار داره از دست میره

من درحالی که لبخندی پرمعنا بر لب دارم سرمو میندازم پایین و از توی کشو دستکشمو در میارم

پرستار بلندتر و با التماس میگه:

آقای دکتر عجله کنید ،قلبش از حرکت ایستاده

من بازهم با لبخندی معنا دار دستکشارو دستم میکنم

ایندفعه همه پرستارا ودکترا از اتاق میریزن بیرون و فریاد میزنن آقای دکتر آقای دکتر بیمار داره میمیره

من که دسکشامو دستم کردم با خونسردی به چهره تک تکشون نگاه میکنم و میگم:

آقای دکتر طبقه بالا تشریف دارن

بعد سطل آبو با پام هول میدم جلو و همینجور که دارم زمینو تی میکشم توی مه و غبار دور میشم . . .

درباره supervisor

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

This site is protected by wp-copyrightpro.com