خانه / بحث روز / توافق برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)؛ یک تفاهم تاریخی

توافق برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)؛ یک تفاهم تاریخی

طرح موضوع: به دنبال سالها کشمکش بین ایران و سایر کشورهایی که فعالیتهای هسته ای ایران را راهی برای رسیدن به تسلیحات هسته ای می پنداشتند، و تحریمهای مختلفی که از سوی کشورها و یا حتی شورای امنیت سازمان ملل متحد بر علیه ایران اعمال شد، دولت جدید ایران در نوامبر ۲۰۱۳ به مدیریت حسن روحانی، رئیس جمهور وقت، بابی را گشود تا با مذاکره با شش کشور ایالات متحده، روسیه، چین، فرانسه، آلمان و انگلستان، که خود را نمایندگان جامعه جهانی معرفی می کردند، نگرانیهای موجود را برطرف و تحریمهای سنگین جهانی را لغو کند.

 

مذاکرات فشرده طرفین، با در نظر گرفتن تنوع آرا و عقاید کشورهایی کاملا متفاوت، پیچیدگی زیادی داشت و بارها مذاکره کنندگان علی رغم پیش بینیهای قبلی نتوانستند به نتیجه نهایی قابل قبول همگان برسند تا آنکه سرانجام در ۲۳ تیرماه ۱۳۹۴ همگی به چارچوب مرضی الطرفین رسیدند. درباره این توافق چند نکته حائز اهمیت است:

 

موضوع مذاکره صرفا رفع نگرانیها درباره ماهیت فعالیتهای هسته ای ایران بود و نه حل و فصل همه موضوعات مورد اختلاف ایران با سایر کشورها. همچنین، تحریمهایی که بر اساس این توافق رفع می شد، صرفا تحریمهایی بود که به خاطر فعالیتهای هسته ای ایران برقرار شده بود؛ اگرچه تیم مذاکره کننده ایرانی برخی از سایر انواع تحریمها، از جمله تحریم فروش هواپیمای مسافربری را هم به این موضوع وصل کرد. ایران پذیرفت در بر اساس یک برنامه زمانبندی، فعالیتهای هسته ایش را محدود کند.

 

علی رغم تلاشهای تیم ایرانی، این توافق منتقدان جدی در داخل کشور داشت.


مرجع منشور اخلاقی باشگاه: اصل مدنیت


تحلیل موضوع: با در نظر گرفتن اینکه ایران بخشی از جامعه جهانی است، و با عنایت به مندرجات اصل مدنیت باشگاه، نکات زیر قابل توجه است:

 

  1. باید با نگرانی های جامعه جهانی، بویژه کشورهای منطقه، برخورد مناسبی انجام شود. در شرایطی که مناسبات بین المللی برای رفع انواع و اقسام نیازهای جوامع مختلف امری حیاتی است، اینکه حق را به خودمان بدهیم، راه خودمان را برویم و به نظرات دیگران اهمیت ندهیم، نتیجه اش دشمنی های بی مورد و بروز مشکلاتی است که هزینه فراوان و انرژی زیادی را هدر می دهد.  این موضوعی است که تجربه فعالیتهای هسته ای آنرا بخوبی ثابت کرده است. ما اعتقاد د اشته ایم که فعالیتهای هسته ای کشورمان فعالیتی صلح آمیز و امری ملی است و سایر کشورها نباید نگران آن باشند؛ ولی به دلیل لجبازی، کم تجربگی، بی تفاوتی، بی تدبیری و یا هر دلیل غیر موجه دیگری نتوانستیم یا نخواستیم در تمام طول سالهای قبل، جامعه جهانی را درباره فعالیتهای هسته ای مطمئن کنیم و حتی در اقداماتی تحریک کننده، هز زمانی که موضوع بالا می گرفت، فعالیتهای هسته ای را بیشتر می کردیم. نتیجه اش تحریمهای گسترده ای بود که ساده ترین امور مردم کشورمان را دستخوش مشکل کرد و حتی برای تامین دارو هم محدود شده بودیم. نهایتاً برای رفع این تحریمها به مذاکره روی آوردیم تا با برگشت به گذشته، تحریمهایی را که شاید قابل پیشگیری بود، از میان برداریم.
  2. مدیریت کلان کشور باید با ایجاد تعادل مناسب در زمینه های مختلفی که بقای اقتصادی کشور را تضمین می کند، بجای تمرکز بر روی صنایعی که بیش از منافعش، جنبه های تبلیغاتی دارد، در زمینه هایی که امکان بیشتری برای پیشرفت و گرفتن نتیجه در کوتاه مدت دارد، فعال شود و سایر زمینه ها را در برنامه دراز مدت قرار دهد. در گذشته تمرکز صنایع دفاع کشور بر روی تولید هواپیمای مسافربری ایران ۱۴۰ را شاهد بودیم که با صرف هزینه های کلان از بیت المال، نهایتاً به شکست انجامید. کافیست یک مقام مسئول با صرف اندکی وقت، به اطلاعات صنایع ذیربط مراجعه کند وبه  اعداد و ارقام وحشتناکی برسد که صرف شد تا چنان پروژه ناموفقی با بروز یک سانحه جدی و از بین رفتن دهها تن از هموطنانمان، متوقف شود؛ در حالی که شکستهای قبلی در همان مراحل آزمایشی برنامه مذکور، بخوبی نشان از ریسک بالا می داد، صرف لجبازی و اصرار مسئولان بر ادامه پروژه بزرگ ملی تولید هواپیما باعث شد فاجعه برگفته روی دهد. آیا واقعا باید انسانهای بیگناه جامعه مظلوم ما تاوان بی تدبیری در  اداره امور کلان را بپردازند؟ حقیقت این است که زمینه های فعالیت های اقتصادی و صنعتی زیادی در کشورمان وجود دارد که بدون هزینه های برگفته، می تواند نیازهای واقعی جامعه را جواب دهد. به عنوان یک نمونه، صنایع معظم خودرو سازی ما پس از گذشت نزدیک به نیم قرن سابقه، هنوز در تولید خودرو با کیفیت، راه نرفته زیادی دارند و تولیدات بی کیفیت و قیمتهای نامعقول این صنایع، هدر رفتن بنزین و آلودگی محیط زیست و ترافیک وحشتناکی را باعث شده که هر یک به خودی خود هزینه هایی فراوان بر جامعه ما تحمیل می کند.
  3. موضوع توافق برجام همچنانکه گفته شد، فعالیتهای هسته ای ایران بوده است و قرار بر این نبوده که ما همه مشکلاتمان با کشورهای طرف مذاکره را حل کنیم. اینکه در داخل کشور انتقادات تندی علیه این توافق مطرح شده شاید ناشی از برداشت غلط دلواپسان داخلی باشد ولی بهتر بود که مسئولان وزارت خارجه با روشنگری بیشتری در مورد این موضوع مانور می دادند. ظاهراً منتقدان و دلواپسان برجام تصور کرده اند که طرفین با امضای نفاهم نامه، همه اختلافاتشان را کنار گذاشته اند در حالیکه مذاکره کنندگان از دیپلمات های مجرب کشورهای خودشان بوده اند و بخوبی از تفاوت دیدگاههایشان با هم با خبر بوده اند. اما مطرح شدن همه موضوعات مورد اختلاف به صورت یکباره، فقط باعث افزایش مجهولات معادله های موجود می شود که رسیدن به نتیجه را بسیار مشکل می کند. مصافحه مسئولان طرف مذاکره با هم و ظاهر بشاش آنها در عکسهای منتشره، قطعاً نشان از سازش و کوتاه آمدن آنها در قبال طرف مقابلشان نیست، بلکه نشانگر احترام به طرف مقابل و جزو اصول اولیه روابط دیپلماتیک است؛ همانطورکه در رفتارهای انسانی روزمره، ادب و نجابت شخص را نشان می دهد.
  4. در مذاکراتی که برای رفع اختلاف انجام می شود، عملاً طرفین درگیر معامله می شوند. نمی توان توقع داشت که یک طرف، همه منافع را دریافت کند و طرف مقابل، مطیع و تابع باشد. در اصل، هر یک به دنبال کسب منافع بیشتر با روش چانه زنی است. اینکه چه منافعی به دست آورده ایم و چه امتیازاتی را از دست داده ایم، موضوع ساده ای نیست که بتوان بدون دسترسی به اطلاعات جامع موضوع، درباره اش اظهار نظر کرد. احاطه به جوانب امر و اطلاع از مناسبات موجود بین کشورها، پارامترهای تاثیرگذاری است که در سبک سنگین کردن خروجی تفاهم باید ملاحظه شود. با در نظر گرفتن تجربه، تخصص و تعهد مذاکره کنندگان کشورمان، اینکه نظر کارشناسانه آنها را به عنوان وکیل کشورمان در چنین چانه زنی سطح بالایی بپذیریم به صواب نزدیکتر است تا آنکه اظهارنظر مغرضانه منتقدان و دلواپسان را پذیرا باشیم.
  5. نکته جالب درباره این تفاهم این است که دیپلماتهای بسیار مجرب کشورهایی با منافع بعضاً بسیار متفاوت توانستند درباره یک موضوع مورد مناقشه به یک توافق برسند. در دنیای معاصری که شاهد گسترش فزاینده خشونت به دلیل سوتفاهم ها، تضاد منافع و عدم اعتماد و نبودن ارتباطات نزدیک هستیم، رسیدن به یک توافق در چنین سطحی می تواند تاریخی تلقی شود. این موضوع که طرفهای مقابل تا چه حد در عمل به گفتارشان جدی باشند، موضوعی متفاوت است ولی هدایت چنین مذاکرات دشواری به نحوی که بتوان از آن، یک خروجی صلح آمیز دریافت کرد، بیش از آنکه درخور انتقاد باشد، شایسته تحسین است.

درباره supervisor

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

This site is protected by wp-copyrightpro.com