خانه / خواندنیها / تبریک سال نو از زبان سعدی

تبریک سال نو از زبان سعدی

برآمد باد صبح و بوی نوروز / به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال / همایون بادت این روز و همه روز

چو آتش در درخت افکند گلنار / دگر منقل منه آتش میفروز

چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست / حسدگو دشمنان را دیده بردوز

بهاری خرم است ای گل کجایی / که بینی بلبلان را ناله و سوز

جهان بی ما بسی بودست و باشد / برادر جز نکونامی میندوز

نکویی کن که دولت بینی از بخت / مبر فرمان بدگوی بدآموز

منه دل بر سرای عمر سعدی / که بر گنبد نخواهد ماند این گوز

دریغا عیش اگر مرگش نبودی / دریغ آهو اگر بگذاشتی یوز

درباره supervisor

یک نظر

  1. قصد جان می کند این عید و بهارم بی تو
    این چه عیدی و بهاری است که دارم بی تو

    گیرم این باغ ، گلاگل بشکوفد رنگین
    به چه کار آیدم ای گل ! به چه کارم بی تو ؟

    با تو ترسم به جنونم بکشد کار ، ای یار
    من که در عشق چنین شیفته وارم بی تو

    به گل روی تواش در بگشایم ورنه
    نکند رخنه بهاری به حصارم بی تو

    گیرم از هیمه زمرد به نفس رویانده است
    بازهم باز بهارش نشمارم بی تو

    با غمت صبر سپردم به قراری که اگر
    هم به دادم نرسی ، جان بسپارم بی تو

    دل تنگم نگذارد که به الهام لبت
    غنچه ای نیز به دفتر بنگارم بی تو

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

This site is protected by wp-copyrightpro.com