خانه / خواندنیها / خدایا سلام

خدایا سلام

مرد دستانش را به سوی آسمان دراز کردو گفت: خدایا سلام. امشب میخوام با تو اندکی صحبت کنم. امشب به کسی برای شنیدن نیاز دارم؛ به کسی برای گوش دادن به نگرانی و ترس هایم. خدایا تو خود شاهدی به تنهایی نمیتوانم….

از تو میخواهم تا خانواده ام را در پناه خود حفظ کنی و علیرغم سرنوشتی که برایشان رغم زده ای زندگی شان را پر از اطمینان و اعتماد نمایی و به من ایمانی عطا کن تا بدون ترس و واهمه ای با لحظه لحظه ی زندگی ام روبرو شوم. خدایا از تو سپاس گزارم که به حرف هایم گوش دادی شب بخیر.دوستت دارم.

آنگاه زمزمه کرد: خدایا با من حرف بزن.

سینه سرخی آواز خواند اما مرد نشنید. پس دوباره گفت: خدایا با من حرف بزن.

آسمان غرشی کرد اما مرد باز هم نشنید و به اطراف نگاهی انداخت و گفت:خدایا بگذار تا تو را ببینم.

ستاره ای در آسمان روشن تر شد و چشمک زد، اما مرد ندید و فریاد زد: خدایا معجزه ای به من نشان بده!

نوزادی به دنیا آمد و مرد باز هم متوجه نشد. در نا امیدی گریه سر داد و گفت خدایا مرا لمس کن بگذار بدانم که تو در اینجا حضور داری.

پروانه ای روی شانه هایش نشست اما او آنرا دور کرد…

خدا در همین جاست… همین نزدیکی ها… در همین چیزهای به ظاهر ساده و بی اهمیت. ولی نعمت های خداوند ممکن است آنطور که منتظرش هستی به دستت نرسد؟

درباره supervisor

یک نظر

  1. خدا در همین جاست… همین نزدیکی ها… در همین چیزهای به ظاهر ساده و بی اهمیت. ولی نعمت های خداوند ممکن است آنطور که منتظرش هستی به دستت نرسد؟
    خدا جون دوست دارمـــــــــــــــــــــــــــــــ

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

This site is protected by wp-copyrightpro.com