خانه / طنز / خنده بازار (۱۹)

خنده بازار (۱۹)

قدیما چطور میرفتن سرِ چشمه آب میاوردن ؟

ما پارچ که خالی میشه هیچکس مسئولیتشو به عهده نمیگیره !

.

.

.

دو نفرو سخت میشه پیدا کرد , یکی کسی که درکت کنه و دومی کسی که بدونه کجای کمرت میخاره.

.

.

.

ﻣﺎﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺩﻡ ﺻﺒﺢ ﺑﯿﺪﺍﺭﯾﻢ ﺗﺎ ﻟﻨﮓ ﻇﻬﺮ ﺧﻮﺍﺑﯿﻢ

ﻣﺸﮑﻞ ﺍﺯ ﺑﯿﮑﺎﺭﯼﻭ ﺑﯽ ﺧﻮﺍﺑﯿﻤﻮﻥ ﻧﯿﺴﺖ

ﻣﺎ ﺫﺍﺗﻦ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ..ﺑﺪﻧﻤﻮﻥ ﺑﻪ ﻭﻗﺖ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎ ﺗﻨﻈﯿﻤﻪ

ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﯿﻢ ﻃﺒﯿﻌﺘﻤﻮﻧﻪ ﺩﯾﮕﻪ

.

.

.

من حاضرم آمونیاک خالص تنفس کنم ولیبوی ماه مهر به مشامم نرسه . . .

.

.

.

 غمگین تر از این هم هست که کسی رو که دوست داری نبوسی ؟

 اهوم ،کسی رو که دوست نداری ببوسی !

.

.

.

تا ده سالگی هر شلواری که بپوشی سر زانوهاش سوراخ میشه؛

از ده سالگی تا آخر عمر هم همین پروسه روی خشتکت اجرا میشه

.

.

.

آدما سه دسته‌ان:

۱- اونایی که می‌پرسن حقوق‌ات چه‌قدره؟

۲- اونایی که می‌پرسن چرا ازدواج نکردی؟

۳- آدما

.

.

.

نون لواش خریدیم به حدی نازکه که اونورش پیداست

در نظر داریم به عنوان شیشه مشجر ازش استفاده کنیم !

.

.

.

هروقت تو خونه با پیشوند “پسرم” صدام میکنن یا ماشین مونده تو کوچه که باید بیارمش تو یا یه چیز بالای کابینت مونده که دست مامانم بهش نمیرسه، یا آشغالا رو باید بذارم دم در!

.

.

.

ﻣﻦ ﺷﯿﺮﺟﻪ ﺯﺩﻥ ﺭﻭ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻮ ﺁﺏ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﻣﻮﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﺭﻭ ﺳﺮ ﻋﺮﻭﺱ ﻭ ﺩﻭﻣﺎﺩ ﭘﻮﻝ ﻣﯿﺮﯾﺨﺘﻦ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻢ!

.

.

.

اینقد دوست دختر نداشتم که

طرز استفادشو نمیدونم

اول باید تو اب جوش بجوشونی !؟ O.o

.

.

.

من یه بار هشت صبح پاشدم که مثلا کامروا شم انقدر حوصله‌م سر رفت ساعت ده دوبار ه خوابیدم

.

.

.

لاک زدن دخترا :

دست چپ ؛ اثر استاد فرشچیان

دست راست ؛ سارا ۵ ساله از تهران

.

.

.

پسر خاله ام مدارکشو داده واسه ترجمه که بره خارج

بعد اومده خونه ما میگم چایى میخورى یا شربت؟؟؟

میگه قهوه ترک اگه دارى بیار ، تلخ لدفن !!!!

حالا تا هفته پیش خاکشیرو با آفتابه سر میکشیدا

.

.

.

دختره تو پروفایلش نوشته دوست داشتم اگر قرار بود شی باشم، قلم می شدم. اگر قرار بود حیوان می شدم عقاب می شدم. اگر قرار بود حس می شدم، محبت می شدم

بش گفتم اگه قرار بود آدم میشدی چی میشدی؟؟؟

کلی بد و بیراه بم گفت

.

.

.

عصر حجر، عصر اطلاعات، عصر ارتباطات، عصر فن آوری، عصر دیجیتال.

همه اینا ثابت میکنن که پیشرفت بشر همیشه در عصر صورت گرفته و از صبح زود بیدار شدن آدمی به جایی

نمیرسه.

.

.

.

یکی از استرسام وقتی تاکسی سوار میشم اینه که نمیدونم وقت مناسب برای دادن کرایه کِیه؟ تا میام کرایه بدم همش یارو داره سبقت میگیره یا میپیچه.

.

.

.

تو این فیلم خارجیا که نشون میده مادر و پدره دعواشون میشه یه دفعه بچه میگه : مامان بابا بس کنید من خستم … انقدر دعوا نکنید !!! بعد پدر و مادره شرمنده میشن و دیگه دعوا نمیکنن

خواستم بگم اینا همش دروغه من اینکارو کردم اون وسط یه کتکی از هردوشون خوردم که تا یه هفته به  دیوار سلام میدادم !

.

.

.

اگه میشد دانشمندا یه وسیله اختراع میکردند که از خروپوف برق تولید کنه الان بابام یه نیروگاه هسته ای محسوب می شد !

.

.

.

لقمان را گفتن ادب از که آموختی ؟

اونقد خودش رو زد، اونقد خودش رو زد که نگو….

گفت غلط بکنم دفعه ای دیگه به شما چیزی یاد بدم

.

.

.

روى سنگ قبرم بزرگ بنویسید «تا حالا کجا بودى؟»

.

.

.

یه جوری همه دارن تند تند عروسی میکنن که آدم هول میشه فکر میکنه اگه تا آخر تابستون عروسی نکنه مهلتش تموم میشه میسوزه

درباره supervisor

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

This site is protected by wp-copyrightpro.com